رئالیسم:

رئال یعنی واقعی و رئالیسم به معنی واقعی گری و حقیقت گرایی، نوعی گرایش هنری است که اشیاء و موجودات را آنگونه که هستند، زشت را زشت و زیبا را زیبا ترسیم می نمایند. سبک نقاشی رئالیسم نقطه مقابل سبک رومانتیک قرار دارد. سعی هنرمند نقاش رئالیسم در این است که موضوعات منتخب را بدون کم و کاست و شیرین کاری و عوام فریبانه شدن طرح در ذهن بیننده، ترسیم کند و تخیلات غیرواقعی نیافریند و شعار ندهد. مبنای کار آنان صادقانه نگری و صادقانه اندیشیدن است. اگرچه رئالیسم هرگز گروهی منسجم نبود، اما از این مکتب به‌عنوان اولین جنبش هنری مدرن یاد می‌شود که تمامی فرم‌های سنتی هنر، ادبیات و تشکیلات اجتماعی را پس از انقلاب صنعتی و روشنفکری نفی کرد. رئالیسم که در دهه‌ی ۱۸۴۰ در فرانسه آغاز شد، انقلابی در نقاشی پدید آورد و آنچه از مفهوم هنر درک می‌شد را گسترش داد.

امپرسیونیسم:

واژه امپرسیونیست برای نخستین بار توسط یک منتقد هنری به نام لوئی لروی در سال ۱۸۷۴ بر اساس یکی از تابلو نقاشی های کلود مونه که “طلوع خورشید” نام دارد به کار برده شد. در واقع او این واژه را در توصیف ویژگی رهایی و ناتمامی نقاشی‌های مونته و دیگر نقاشان این سبک مطرح کرد.

نقاشان این سبک ابراز مخالفت خود را با سبک سابق که بیشتر در برگیرنده رنگ های خورده و تیره بود، با به کارگیری رنگ های شاد و سرزنده نشان می‌دادند. آن‌ها با استفاده از این رنگ ها علاوه بر اینکه به نقاشی هایشان درخشندگی می‌بخشیدند، بلکه تاثیرات متغیر نور خورشید را نیز بیشتر انعکاس می‌دادند. معمولا این رنگ های درخشان و با کنتراست زیاد یکی پس از دیگری، و به صورت خام بدون ترکیب با رنگ دیگر استفاده می‌شدند. هنرمندان امپرسیونیسم برای القای حرکت و تغییرات لحظه ای تغییرات، از ضربه به قلم موهای سریع و منقطع استفاده می کردند و این رنگ ها بدون اینکه با هم ادغام شوند در کنار هم قرار می گرفتند و این امکان به بیننده داد می شد که، بتواند جهت حرکت قلم مو را آشکار، درک کرده و دنبال کند و کل اثر را به نوعی ناتمام جلوه دهد.

نئو امپرسیونیسم:

نئوامپرسیونیسم جنبشی در نقاشی فرانسوی بود که از طرفی ادامه‌دهنده دریافتگری(امپرسیونیسم) و هم مخالفی در برابر آن است. اصطلاح نئوامپرسیونیسم را فلکس فنئون منتقد فرانسوی در سال ۱۸۸۷ برای این جنبش برگزید.

این شیوه ی نقاشی به نام های گوناگون نئوامپرسیونیسم، پوانتیلیسم(نقطه چین کاری رنگ) و نیز دیویزیونیسم(یا پرداز رنگ) خوانده شده است.

سینیاک اصلی ترین نظریه ‌پرداز این جنبش طراحی به شیوه نئو امپرسیونیسم را چنین توصیف کرده است: (هنرمند نئو امپرسیونیست با حذف تمام مخروط های خمیری، با استفاده انحصاری از مخلوط بصریِ ناب، با تجزیه کاریِ سنجیده رنگ و رعایت بی چون و چرای تئوری علمی رنگ ها، رسیدن به حداکثر درخشندگی، شدت رنگ و هماهنگی را تضمین می کند و این نتیجه ای است که تا کنون کسی بدان نرسیده است.)

به طور کلی و ساده تر می توان گفت که نئوامپرسیونیست ها همچون نقاشان امپرسیونیست با بازنمایی نور و رنگ سروکار دارند، اما نئوامپرسیونیسم بر اصول علمی استوار بود.

پیروز و سربلند باشید با اندیشه‌ای برتر

, , , , , ,
Share:

ارسال یک پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های اخیر.

آخرین دیدگاه‌ها

    بایگانی‌ها